همسفر دلهای جویای حکمت
۱۰ بهمن
مدتی قبل آقای حمید روحانی مورخ امین حضرت امام طی سخنرانی مبسوطی ریشه ها و عوامل اصلی حوادث بعد از انتخابات را تشریح نمودند که فیلم کامل اظهارات آقای سید حمید روحانی را می توانید از اینجا و یا اینجا دانلود و مشاهده نمائید. (MB 1/04)
او در قسمتی از سخنان خود گفته است:
“”…در هر صورت وقتی که ایشون (هاشمی) دید که رهبری را که نتوانست آلت دست کنه امیدش به این بود که حالا دولت هائی که به قدرت می رسند اونها اقلا در خدمت او باشند، نظر او را اجرا کنند، سیاست او را اجرا کنند، با ایشون مشورت کنند افراد و اعضای وابسته به او را در کابینه ها جا بدهند. یدفعه چشم باز کرد مواجه شد با شخصیتی به نام احمدی نژاد که اصلا تره خورد نمی کنه و این دیونش کرد و خیلی اونو ناراحت کرد. حدود یک سال پیش بود، آقای مسیح مهاجری(۱)در ملاقاتی که با من داشت گفت که آقای هاشمی گفته نباید بگذاریم بار دیگه آقای احمدی نژاد دیگه رای بیاره. در انتخابات آینده به هر قیمتی که هست باید او را با شکست مواجه کنیم و نگذاریم که رای بیاره.
می گفت من ازش سوال کردم که نظرتون به کیه؟ چه کسی بعد از ایشون می تونه به عنوان کاندید ریاست جمهوری مطرح باشه، می گفت جواب داد که، معذرت می خوام عین تعبیرش ناچارم به عرض برسانم، بله احمدی نژاد نیاد هر خری بیاد عیب نداره. یوقت از آقای مهاجری سوال کردم یعنی ایشان می گه یک خر بیاد، ایران را به اصطبل تبدیل کنه اما احمدی نژاد نیاد. خوب ببنید این وضع این روزه بود. حالا به همان نحوی که در خاطراتش نوشته، این خیلی جالبه ببنید تفاوت فکری او با امام و دید امام نسبت به مردم و دید او نسبت به مردم.”
اما دفتر هاشمی که گویا بازخوانی تاریخی وقایع اخیر توسط مورخ امین امام را مایه بدنامی تاریخی وی یافته بود در راستای تز “زنده باد مخالف من” و “درود برتکثر آراء” خطاب به این پیر مرد مورخ او را “باند باز، تحریف کننده - بخوانید دروغگو - سخیف، معاند، کسی که مختصری امام را درک کرده و کمی با او آشنایی دارد، توطئه گر، دشمن روحانیت، احساسی، همراه با قدرت طلبان، هاشمی ستیز، سلّاخ دین ستیز، فروغلطیده در لجن زار، غبارآلود کننده آئینه تاریخ و…” معرفی کرد!!!
هاشمی در جوابیه موهنی که به یک استاد تاریخ داده می نویسد:
“… در آمیختن جملات سخیف با نقد تاریخی، هرچند طی سالهای گذشته توسط بعضی از مورخان معاند، مرسوم شده، اما گام نهادن اشخاصی که مختصری محضر امام راحل را درک نموده و با سلوک متقیانه آن عبد صالح کمی آشنا هستند، در این مسیر، باعث تعمیق تردید در صداقت تاریخی میشود که برای آیندگان از حوادث پیش و پس از انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده و یا میآید.
روحانی در بخشی از سخنان مستند خود گفته بود:
“هاشمی در خاطراتش می نویسه که وقتی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ما شناخته بودیم بنی صدر را، خیلی با امام صحبت کردیم که بنی صدر را کنار بزنیم، اما امام نسبت به بنی صدر نظر مثبت داشت و هر چی ما در این زمینه با امام صحبت می کردیم نتیجه ای نداشت، حتی من نمیدونم چیکار کردم، گریه کردم ولی امام سفت و سخت از بنی صدر حمایت می کرد تا بالاخره معلوم شد که نظر ما درست بود.
حالا خوشبختانه ابوالحسن بنی صدر خاطرات خودش را منتشر کرده در فرانسه، کاش این کتاب بیاد ایران و در دسترس مردم قرار بگیره، لااقل این قسمت می گه وقتی من رفتم به آقای خمینی گفتم که من می خوام کاندید بشم ایشان مخالفت کرد. گفت شما به سه دلیل صلاحیت ندارید؛ یک ولایت فقیه را قبول ندارید، دوم نظر منفی نسبت به روحانیون دارید، سومش حالا یادم نیست.
امام دیدید که در نامه ۶/۱/۶۸ خطاب به آقای منتظری می گوید: “والله که من به بنی صدر رای ندادم”، قسم جلاله می خورند!
امام بهتر از هر کسی بنی صدر رو می شناخت. تفاوت امام با امثال آقای هاشمی رفسنجانی در این بود که امام اینجور نبود که تا روزی که به قدرت نرسیده دم از مردم بزنه، دم از خلق بزنه و وقتی که به قدرت رسید گور پدر مردم و دیگه به مردم اعتنا نکنه… ”
هاشمی که انتقاد از خودش را مساوی حمله و ستیز با روحانیت تلقی کرده در ادامه این جوابیه علمی می افزاید:
“این تاسف موقعی عمیقتر میشود که بدون عبرت گرفتن از حوادث دو قرن اخیر ایران، به ویژه حوادث پس از مشروطه، به عنوان یک فرد روحانی، خواسته یا نخواسته توطئه شوم ”روحانیتستیزی” و القای فساد روحانیون انقلابی را در یک سخنرانی کاملا احساسی تسهیل مینمایید. به نظرم اطلاع دارید که پروژه ”هاشمیستیزی” با هدف نردبانسازی برای ستیز همهجانبه با حضور روحانیت در امور اجرایی و تقنینی چنان رندانه کلید خورده است که شخصیتهای روحانی چون شما را در این مسیر با خویش همراه مینماید تا با بلندگو قرار دادن برای بیان ما فیالضمیر، بنای قدرت خویش را رفیع و مستحکم سازند (!)
نگاهی از سر تامل به تیتر شدن سخنان انتقادی و غیرانتقادی بعضی از شخصیتهای روحانی مجلس و دیگر نهادها و ارگانها علیه آیتالله هاشمیرفسنجانی در بعضی از خبرگزاریها و روزنامهها، حکایت از عقبه بسیار خطرناک گردانندگان پروژه ”روحانیتستیزی” دارد که در همین گذشته نهچندان دور رگههایی از این پروژه را در اظهارات پالیزدار دیدید.
هاشمی که از شش ماه پیش تاکنون به واسطه حمایت از ضدانقلابیون داخلی بارها مورد عنایت دشمنان انقلاب قرار گرفته در ادامه می نویسد*:
اگر این سخنان بر زبان تکنوکراتها و لیبرالهای مغرض و معاند جاری و در نشریات اپوزوسیون انقلاب منتشر میشد، هضم آن برای دوستان و دوستداران انقلاب آسان بود، چون پیداست که آنان به عنوان آلترناتیوهای خیالی، حضور روحانیت را در مصادر امور برنمیتابند و تاریخ موارد بسیاری از تهمتها علیه هاشمی رفسنجانی را از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب تا این اواخر در اسناد و منابع خویش دارد، اما بالا زدن آستین همت توسط بعضی از روحانیون برای برآورده کردن آرزوی محال دوری «مردم از روحانیت» از تناقضهای عجیب و غریب روزگار است.
این جوابیه در ادامه با لحنی بی سابقه خطاب به نماینده امام خمینی در بازنویسی تاریخ انقلاب می افزاید:
“سابقه ذهنی جامعه از آقای زیارتی (حجتالاسلام سید حمید روحانی)، فردی است که حتی حاضر است در چرخش ۱۸۰ درجهای شخصیتها انقلاب و زبرالحدیدهای (منظور آقای هاشمی خودشان می باشد) نهضت امام خمینی (ره) را به مذبحی میبرد که سلاخان «دین ستیز» آن را برای استحاله انقلاب در بعضی از رسانههای مرموز بنا کردهاند (!)”
اما از همه تکان دهنده تر تحریف عجیب سخنان مقام معظم رهبری در مورد آقای هاشمی در این جوابیه است. به نحوی که جوابیه مذکور باوجود سپری شدن تنها پنج ماه از سخنان رهبری مبنی بر وجود اختلافات متعدد با آقای هاشمی رفسنجانی با تحریف تاریخ مواجه شد.
جوابیه نویس هاشمی می نویسد:
“باور این جمله به نقل از شما در رسانهها سخت است که «کسی روزی مرد شماره ۲ خوانده میشد،وقتی دید که مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمیشود، در انتخابات ریاست جمهوری نهم با سر و مغز زمین خورده.»؟!
آیا میتوان سخنرانی ۲۹ خرداد مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه درباره هاشمی رفسنجانی را آنگونه که شما میگویید، برخاسته از خون دل دانست که صراحتا میگوید «اختلاف من و آقای هاشمی یک توهم است؟» آیا این توهم شامل شما هم میشود؟”
ادعای فوق در حالی مطرح شده که به استناد فیلم خطبه نمازجمعه معظم له و پایگاه اطلاع رسانی حضرت آقا با آدرس دقیق “http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=5613″ رهبری معظم انقلاب صراتا خبر از وجود اختلاف بین خود و آقای هاشمی داده و نظر خود را در اختلاف بین رئیس جمهور و آقای هاشمی به احمدی نژاد نزدیک دانستند؛
” من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داریم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمینهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.”
هاشمی در ادامه جوابیه محترمانه خود به سیدحمید روحانی می افزاید:
“اگرچه «فرو غلطیدن در لجنزار» از عبارات شما در این سخنرانی است، اما آیا اندکی تامل مینمایید که خدای نخواسته با سوار شدن بر توسن افراط و تفریط، القاعدهوار در تنگناهای لجنزا تندرویها فرو غلطیدهاید؟
امید آنکه برای خوشایند عدهای که دیروز و امروزشان معلوم است و همه میدانیم برای فردای این مملکت چه خیالهای شومی در سر دارند، آیینه تاریخ را بیش از این غبارآلود ننماییم که اگر روزی خورشید حقیقت بر آن بتابد، پاسخی در پیشگاه خداوند نداشته باشیم.”
گفتنی است مطابق اسناد تاریخی خدشه ناپذیر (صحیفه نور، جلد ۲۱، صص ۲۳۹ - ۲۴۰) حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در تاریخ ۱۳۶۷/۱۰/۲۵ خطاب به استاد سید حمید روحانی چنین نوشته بوده اند:
“جناب حجت الاسلام آقای آسید حمید روحانی زیارتی، دامت افاضاته
با تشکر از زحمات جنابعالی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و تلاش قابل تقدیرتان در تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، امیدوارم بتوانید با دقت، تاریخ حماسهآفرین و پر حادثه انقلاب اسلامی بینظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید…
از شما میخواهم هر چه میتوانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه مورخین اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح میکنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عدهای به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عدهای خاص، له و یا علیه عدهای دیگر و یا واقعهای در خور بحث. اگر شما میتوانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان تودههای مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نمودهاید. باید پایههای تاریخ انقلاب اسلامی ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر اسلام سلطنتی، اسلام سرمایهداری، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند.
شما باید نشان دهید که در جمود حوزههای علمیه آن زمان که هر حرکتی را متهم به حرکت مارکسیستی و یا حرکت انگلیسی میکردند، تنی چند از عالمان دین باور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.
شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگآباد تحجر و تقدسمآبی چه ظلمها بر عدهای روحانی پاکباخته رفت، چه نالههای دردمندانه کردند، چه خون دلها خوردند، متهم به جاسوسی و بیدینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و تحجرگرایی، سرافراز - ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش - پیروز شدند.
حرف بسیار است، و من حال نوشتن بیش از این را ندارم. خداوند به شما که مورد علاقه من هستید و خود از ستمکشیدههای این انقلابید، توفیق بندگی دهد تا بتوانید با در نظر گرفتن او - جل و علا - واقعیتها را برای نسل آینده ثبت کنید. من به شما دعا میکنم و از واحد فرهنگی بنیاد شهید تشکر میکنم که به شما کمک میکند تا انشاء الله بتوانید کارتان را به پایان برسانید. و السلام.”
منبع : ایران حامی
دیدگاههای تازه